داستان کوتاه
ادبیات داستانی ایران و جهان

ایتالو کالوینو چگونه می‌نوشت؟

آرشيو نظرات (0)
دسته : درباره‌ی داستان کوتاه
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

ایتالو کالوینو نویسنده‌ای وسواسی بود که برای نوشتن هر اثرش زمان بسیار زیادی صرف می‌کرد.
به گزارش خبرآنلاین، اگر داستان‌نویسی را یک حرفه بدانیم، ناگزیر آن را ترکیبی از هنر و کار دانسته‌ایم. نویسنده جدا از خلاقیت و هنرش ساعت‌های متوالی همچون یک کارمند به نوشتن می‌پردازد. هر نویسنده عادات خاص خود را دارد. «شیوه‌های نوشتن» تلاشی است برای نشان دادن عادات روزانه نویسندگان مشهور هنگام نوشتن.
ایتالو کالوینو (15 اکتبر 1923 - 19 سپتامبر 1985) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم است. بسیاری از آثار او از جمله «بارون درخت‌نشین» به ترجمه مهدی سحابی، «ویکنت دونیم شده» به ترجمه بهمن محصص، «افسانه‌های ایتالیایی» به ترجمه محسن ابراهیم و «اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری» به ترجمه لیلی گلستان به زبان فارسی ترجمه شده ‌است. او نویسنده، خبرنگار، منتقد و نظریه‌پرداز بود و فضای انتقادی آثارش باعث شد او را یکی از مهم‌ترین داستان‌نویس‌های ایتالیا در قرن بیستم بدانند.
کالوینو در گفت‌وگویی که پاییز ...

۱۲:۱۷:۱۷

درباره آثار ایتالو کالوینو

آرشيو نظرات (0)
دسته : درباره‌ی داستان کوتاه
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

" بعد از چهل سال داستان نویسی زمان آن رسیده که یک تعریف کلی و جامع در مورد کارهایم بیان کنم. روش کار من بیشتر به این صورت نبوده که در متن . وزن ها و سنگینی ها را کاهش بدهم بلکه سعی کرده ام فقط سنگینی های محیط را جابجا کنم. گاهی از میان مردم. گاهی از پیکره های آسمانی و گاهی از درون شهر ها و یا از ساختار داستانها و همینطور از زبان " (از کتاب شش یاداشت برای هزاره بعدی-1988)
نویسنده: علی قانع

۰۲:۱۴:۰۶

بلای نویسنده شدن

آرشيو نظرات (0)
دسته : درباره‌ی داستان کوتاه
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

نویسنده شدن یک بلاست؛ می‌توانی به دنیای خیال پا بگذاری ولی خوب می‌دانی که نمی‌توانی در دنیای خیال زندگی کنی. لااقل تا وقتی که در دنیای واقعی زندگی می‌کنی. می‌رسی به این فکر که اصلاً وجودِ تو چه معنایی دارد، و بالاخره کم کم حس می‌کنی که داری خُل می‌شوی. دنیای اطرافت درخور تو نیست و همیشه می‌دانی که از زندگی بیشتر می‌خواهی. نویسنده همیشه محکوم است که زندگی کند. اما خب، در این نفرین یک عالمه رحمت هم هست.
نویسنده: مریس میرویچ
مترجم: مهرنوش طبری

۱۲:۰۰:۲۴

داستان کوتاه

آرشيو نظرات (0)
دسته : درباره‌ی داستان کوتاه
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

داستان کوتاه گونه‌ای از ادبیات داستانی است که نسبت به رمان یا داستان بلند حجم کم‌تری دارد و نویسنده در آن برشی از زندگی یا حوادث را می‌نویسد درحالی که در داستان بلند یا رمان، نویسنده به جنبه‌های مختلف زندگی یک یا چند شخصیت می‌پردازد و دستش برای استفاده از کلمات باز است. به همین دلیل ایجاز در داستان کوتاه مهم است و نویسنده نباید به موارد حاشیه‌ای بپردازد.
داستان کوتاه قالبی از نوشتار روایی منثور است که با تعداد جملاتش از سایر قالب‌های همانندش متمایز می‌شود و نیز با نیت نویسنده‌اش که آیا می‌خواسته داستانی کوتاه بنویسد (یا مثلاً یک رمان کوتاه). این قالب نوشتاری ممکن است بزرگ هم باشد و درکل می‌توان گفت که اجماعی در این مورد وجود ندارد....

۱۰:۵۸:۲۱

تاریخچه‌ی داستان کوتاه

آرشيو نظرات (0)
دسته : درباره‌ی داستان کوتاه
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

بخش اول کتاب مبانی داستان‌نویسی با عنوان «تاریخچه‌ی داستانِ کوتاه»
داستان نویسی بر خلاف داستان‌گویی، تاریخ دور و درازی ندارد. اگر عمر داستان گویی به دوره غار نشینی انسا نهای اولیه - که لابد، همان طورکه فورستر به آن اشاره می‌کند، شبها هنگام خوردن گوشت شکار، وقایع روزانه رابرای هم تعریف می‌کرده اند- برمی گردد، [1] تاریخ داستان نویسی فقط به کمتر از چهار قرن پیش می‌رسد. رمان نویسی به شیوه کلاسیک و امروزی آن اوایل قرن هفدهم و با رمان معروف دن کیشوت اثر سروانتس زاییده شد. داستان کوتاه اما از رمان هم جوان تر است و هم عمرآن کوتاه تر. در واقع نخستین داستان‌های کوتاه اوایل قرن نوزدهم خلق شدند. با این حال رد پای داستان کوتاه را دیرتر هم می‌توان یافت: قرن چهاردهم میلادی و در دکامرون اثر بوکاچیو و نیز قصه‌های کانتر بری نوشته چاسر. در ایران و در قرن هفتم هجری گرچه حکایات گلستان سعدی از جهت کوتاهی و وحدت موضوع به آن چه که امروزه به آن داستان کوتاه می‌گویند کم شباهت نیست، اما این قصه‌ها وحکایات با همه اهمیت واعتبارشان به دلیل عدم شخصیت پردازی نمی توانند داستان کوتاه - به مفهوم امروزی آن- تلقی شوند. اوایل قرن نوزدهم بود که ادگار آلن پو ( 1849-1809) در امریکا و نیکلای واسیلی یوویچ گوگول (1852-1809 ) در روسیه چیزی را بنیاد نهادند که اکنون داستان کوتاه نامیده می‌شود.
گوگول را پدر داستان کوتاه هم گفته‌اند. پو اما نخستین نظریه پرداز این فرم ادبی است. با این حال درونمایه‌های نوشته‌های این دو، به هیچ روی مشابه هم نیست. پو آگاهانه می‌کوشید تا به هر شیوه ممکن عنصر تأثیر گذاری را در داستانهایش - حتی به بهای مخدوش کردن واقعیت تقویت کند. او دراین کارچنان اصرار می‌ورزید که بسیاری از داستان هایش ناگزیر فاصله بعیدی از واقعیت پیدا می‌کردند. دلهره، حوادث و ماجراهای غیرعادی همراه با تعلیق‌های قوی و هیجان آور از ابزارهای معمول سبک داستان نویسی او محسوب می‌شوند. از این جهت گوگول نقطه مقابل اوست. داستانهای گوگول که سرمشق نویسندگان بعدی و حتی معاصرش می‌شدند، برای اولین بار به طرز شگفت آوری واقعی و ملموس بودند. گوگول شخصیت‌های داستان هایش را از میان مردم فقیر و عادی برمی گرفت. کاری که آن زمان مرسوم نبود. اشارت یکی از نویسندگان معروف پس از او به او و داستان شنل اش ناظر به همین معنا است: " همه ما از زیر شنل گوگول بیرون آمده ایم." [2] در واقع این جمله هم به پیش کسوت بودن گوگول اشارت دارد و هم نشان دهنده تبعیت نویسندگان روس است از او، در شیوه وسبک واقع گرایی. پس ازاین دو گی دوموپاسان ( 1893-1850) فرانسوی و آنتون چخوف ( 1904 - 1860 ) روسی داستان کوتاه را به طرز شایسته‌ای تکامل بخشیدند. تأثیراین دو بر نویسندگان پس از خود به حدی بود که برخی تا همین اواخر نویسندگان معاصر داستان کوتاه را به دو طیف مستقل تقسیم می‌کردند. طیفی که به شیوه چخوف روسی در نوشتن معتقد بود و دیگری که خود را متأثر از موپاسان فرانسوی می‌دانست.[3]
علت اصلی تمایز این دو در چیزی است که طرح یا پیرنگ (PLOT ) نامیده می‌شود. چخوف و موپاسان هر دو به واقعیت و واقع گرایی اهمیت زیادی می‌دادند اما داستانهای چخوف غالبا فاقد طرح پیچیده و گره افکنی‌های معمول دو نویسنده معروف پیش از خود - گوگول و پو - بود، موپاسان اما به طرح و هیجان انگیزبودن ساختمان قصه‌هایش بهای زیادی می‌داد تا آنجا که گاه باور پذیر بودن داستان هایش را فدای تأثیر گذار بودن آن‌ها می‌کرد. سامرست موام نویسنده ومنتقد انگلیسی ( 1955-1874 ) به عنوان نمونه به داستان گردنبند او اشاره می‌کند که به عقیده او در این داستان موپاسان محتمل بودن ماجرا را فدای تأثیر گذاری قصه کرده است.[4]
نکته جالب توجه در این خصوص این است که چخوف گفته است موپاسان را سرمشق خود درنویسندگی می‌داند. موام پس از ذکر این جمله می‌گوید: اگر خودش این جمله را به ما نگفته بود، هرگز آن را باور نمی کردم."[5] تأثیر چخوف بر دو تن از برجسته ترین داستان نویسان پس ازخود یعنی کاترین منسفیلد (1923-1888) انگلیسی و شرود اندرسن ( 1941-1876) آمریکایی بیش از دیگران بود. این دومی به پیروی از چخوف سادگی در طرح را به نهایت رساند. اندرسن کوشید تا داستان کوتاه را از قید و بند نقل ماجرا و طرح وقایع پیچیده و هیجان آور رها سازد. کارهای او نمونه‌های روشنی از سادگی درطرح و پرداخت به شمار می‌روند. شیوه او را نویسنده هم تبارش ارنست همینگوی (1961-1899) با خلق داستانهای زیادی در این سبک به کمال رساند. همینگوی با کم رنگ کردن عنصر طرح در داستان به عنصر گفت و گو اهمیت بیشتری داد. قصه‌های او هر چند در نداشتن طرح پیچیده به کارهای چخوف شبیه بودند اما درونمایه آن‌ها که برابهام و ایهام بنیاد گذاشته شده بودند با داستانهای ساده و روان چخوف قرابتی نداشتند. اگرمکتب چخوف به همینگوی منجر شد، شیوه داستان نویسی موپاسان به اُ. هنری یا ویلیام سیدنی پورتر (1910-1862) انجامید. داستان‌های اُ. هنری اگرچه معمولا پیام مهمی برای خواننده ندارند اما شیرین و خواندنی اند. پایان‌های غا فلگیر کننده و ساختمان پر کشش آن‌ها در نوع خود بی نظیر است.
جزاینها داستان نویسان معتبری چون هنری جیمز ( 1916-1863)، دی. اچ. لارنس (1930- 1885) ویلیام فاکنر ( 1962- 1867)، جیمز جویس (1941- 1882)، و ویرجینیا وولف ( 1941-1882) نیزسهم زیادی در گسترش هنر کوتاه نویسی داشتند. این سه نفر آخر با خلق شیوه‌ای که بعدها به جریان سیال ذهن معروف شد داستان نویسی را به عرصه تازه‌ای کشاندند. در واقع با آغازقرن بیستم میلادی داستان کوتاه تنوع و اوج بیشتری یافت. داستان کوتاه همگام با تحولات اجتماعی و سیاسی و پیدایش دیدگاه‌های جدید فلسفی به انسان و موقعیت او در برابر هستی، اکنون بارورتر از همیشه است. داستانهای نویسندگان امروز با پیشرفت شگفتی که در تکنیک و زبان برآن‌ها رفته است، فاصله بعیدی با قصه‌های پو و گوگول یافته‌اند. فاصله‌ای که به اندازه آدمهای میانه قرن نوزدهم است با آدمهای دهه پایانی قرن بیستم. یکی از قله‌های بلند داستان کوتا- نویسان معاصر بی تردید نویسنده برجسته وخلاق آمریکایی جروم دیوید سالینجر (-1919 ) است. سالینجر گرچه کارخود را با رمان ناتور دشت (1951) آغاز کرد اما داستانهای کوتاه و بی نظیر او که در نشریات معتبرآمریکایی به چاپ می‌رسیدند خبر از قصه نویس آگاه وتوانایی می‌دادند که در کوتاه نویسی یاد آور همینگوی، مارک تواین (1910 - 1835) و رینگ لارد نر (1933-1885) بود. شیوه بدیع و کم نظیر او درگفتار نویسی همراه با عمق ا ندیشه‌های فلسفی تنیده درآثارش او را به سرعت در ردیف نویسندگان کلاسیک آمریکایی قرار داد.
راه یافتن مفهومی به نام" سرعت" در زندگی انسان معاصر که خود حاصل فن آوری لجام گسیخته و پیشرفت حیرت آور دانش تجربی در دهه پایانی قرن بیستم است، انسان را در گردابی از مشکلات اجتماعی / فلسفی افکنده که هنر - به مفهوم عام آن - بازتاب این دشواری هاست. در این میان هنرداستان نویسی، هم در معنا و هم در صورت بیشترین تأثیر را پذیرفته است. در زمانه‌ای که فرصت فراغت برای انسانها به شدت محدود شده است، داستان کوتاه هم ناگزیر است به سبک‌ها و شیوه‌های تازه‌ای که هماهنگ باروح زمانه است رو بیاورد. نهضت مینیمالیسم - که می‌کوشد تا حد امکان توصیف، شرح جزئیات و تفسیر صحنه‌ها را از چارچوب داستان حذف کند - پاسخی طبیعی به موقعیت و شرایط پیچیده زندگی انسان معاصر است.
ظهور نویسندگان متفکری چون جان آپدایک( -1932)، ریموند کارور(1988-1938)، کازوا ایشی گورو(-1954)، دونالد بارتلمی( -1933) و دیگران پیش و بیش از هر چیز به این نکته اشارت دارد که داستان نویسی و به ویژه کوتاه نویسی همچنان در دل زندگی امروز حضوری جدی دارد. این "حضور" گرچه شب‌ها و به هنگام خوردن گوشت شکار و در جوار شعله‌های آتش نیست و اغلب در آسمان خراش‌های چندین طبقه رخ می‌دهد اما به نظر می‌رسد از همان جنس است.
------------------------------
1- ادوارد مورگان فوستر، جنبه‌های رمان، ترجمه‌ی ابراهیم یونسی، چاپ اول، انتشارات نگاه تهران، 1369، ص32.
2- این گفته در منابع مختلف به یکی از سه نویسنده‌ی بزرگ روس -داستایوسکی، گورکی و تورگنیف- نسبت داده شده است.
3-سید حامد النساج، ادبیات معاصر عرب، ترجمه‌ی محمد جواهر کلام، ناشر، مترجم، تهران، 1372، ص 12.
4- سامرست موام، درباره‌ی رمان و داستان کوتاه، ترجمه‌ی کاوه دهگان، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، چاپ چهارم، تهران، 1364، ص327 و 328.
منبع: www.cloob.com

۱۱:۱۱:۲۸