داستان کوتاه

ادبیات داستانی ایران و جهان

یی‌یون لی

آرشيو نظرات (0)
دسته : یی‌یون لی
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

یی‌یون لی در سال 1972 در پکن به دنیا آمد و در سال 1996 به امریکا مهاجرت کرد. او که به رشته پزشکی علاقه داشت در دانشگاه آیوا ثبت نام کرد و به ادبیات خلاقه و نوشتن رو آورد. در کارگاه نویسندگان آیوا شرکت کرد و در رشته نگارش خلاقه غیر داستانی فوق لیسانس گرفت. مقالات و سپس داستان‌هایش در مجله‌های معتبری مثل پاریس ریویو و نیویورکر چاپ شد. نخستین مجموعه داستانی او به نام هزار سال دعای خیر جایزه بین‌المللی فرانک اکانر را در رشته داستان‌نویسی برد و جوایز دیگر آن شامل جایزه پن / همینگوی، جایزه روزنامه گاردین برای ...

۱۱:۵۳:۵۸

هزار سال دعای خیر

آرشيو نظرات (0)
دسته : یی‌یون لی
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

وقتی مردم، شغلِ آقای شی را در چین می‌پرسند، می‌گوید: "دانشمندِ موشکی". بعد در برابرِ ابراز شگفتیِ آن‌‌ها از سرِ تواضع اضافه می‌کند؛ بازنشسته. این اصطلاح را موقعی که در دترویت توقف کرده بودند، یاد گرفت. تلاش می‌کرد به زنی شغل‌اش را بفهماند ولی چون انگلیسی‌اش را بلد نبود شروع کرد به کشیدنِ عکس که زن جیغ زد "دانشمندِ موشکی! " و با صدای بلند خندید.
آدم‌هایی که در آمریکا به‌شان برمی‌خورد، رفتارشان دوستانه است و البته به محض این‌که شغل‌اش را می‌فهمند، رفتارشان دوستانه‌تر هم می‌شود. برای همین دلش می‌خواهد هر وقت بشود این دو کلمه را تکرار کند. این پنج روزی که پیش دخترش در میدوست بوده ...

نویسنده: یی‌یون لی

۱۰:۳۳:۵۸

عشق در بازار

آرشيو نظرات (0)
دسته : یی‌یون لی
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

سانسان در میان شاگردانش به خانم کازابلانکا معروف است. لقبی زیبا، که وقتی بیان می‌شود او ترجیح می‌دهد کسی متوجه لبخند‌های خشک و تقریبا بدبینانه‌اش نشود. سانسان 32 ساله، همسر، معشوقه و دوست صمیمی ندارد. او از زمان فارغ‌التحصیلی در مدرسه تربیت معلم شهر کوچکی که در آنجا بزرگ شده به تدریس انگلیسی مشغول بوده، شغل موقتی که به شغل دائمی تبدیل شده است. او به مدت ده سال، هر ترم، پنج یا شش بار فیلم کازابلانکا را برای هر کلاس نمایش داده است. جواب‌های دانش‌آموزان برای او آشنا و قابل تحمل است. آنها ابتدا با تعجب فیلم را تماشا می‌کنند، این اولین فیلم امریکایی‌الاصل دوبله نشده یا بدون زیرنویس چینی است که می‌بینند. سانسان متوجه کلنجار رفتن آنها برای فهمیدن فیلم می‌شود و فقط هر از گاهی آنها متوجه یکی دو عبارت از آن می‌شوند، با این حال به نظر می‌رسد مشکلی در فهمیدن کل فیلم ندارند و همیشه در پایان کلاس چند دختر با چشم‌های گریان بیرون می‌روند. اما آنها به سرعت...
نویسنده: یی‌یون لی

۱۱:۳۴:۱۷

زیادی

آرشيو نظرات (0)
دسته : یی‌یون لی
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

بعد از ظهرِ پاییز است و ننه لین دارد یقلاوی به دست در خیابان راه می‌رود. گواهی‌نامه‌ی رسمی کارگاه‌اش داخل یقلاوی‌ست. روی آن با حروفِ طلاییِ براق نوشته "به موجبِ این نامه تایید می‌گردد رفیق لین مِی با افتخار از کارخانه‌ی پوشاکِ ستاره‌ی سرخِ پکن بازنشسته شده است".
ننوشته کارخانه‌ی بافندگیِ ستاره‌ی سرخ ورشکسته است یا ننه لین که با افتخار بازنشسته شده مواجب‌اش را دریافت نخواهد کرد. و البته که ننوشته، چون این اخبار صحت ندارد. کارخانه‌ی دولتی که "ورشکسته" نمی‌شود. خب "بازسازمان‌دهی داخلی" را هم از سر لطف از گواهی‌نامه حذف کرده‌اند. باید ملتفت باشیم که مواجبِ ننه لین فقط موقتن پرداخت نمی‌شود. تا چه مدت؟ اطلاعاتِ بیشتری در دست نیست.
خاله وانگ که همسایه‌ی ننه لین است وقتی از حال و روز او خبردار می‌شود می‌گوید: "وقتی آدم می‌ره کوه حتمن یه راهی واسه بالا رفتن پیدا می‌کنه"
تا ننه لین به خودش بیاید جمله‌ی دومِ تبلیغِ تویوتا...
نویسنده: ییون لی
مترجم: آرزو مختاریان

۰۴:۳۷:۳۸