داستان کوتاه

ادبیات داستانی ایران و جهان

پدر

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

نوزاد توی سبدش کنار تخت بود؛ شبکلاه و لباس خواب سفید پوشیده بود. سبد را تازه رنگ زده بودند و دورش روبان‮های آبی روشن بسته بودند و تویش دورتادور پتوی آبی گذاشته بودند. سه خواهر کوچولو و مادر که تازه از جا بلند شده بود و هنوز حالش به جا نیامده بود و مادربزرگ همگی دور بچه ایستاده بودند و تماشایش می‮کردند که چه‮طور خیره نگاه می‮کند و گاهی مشت بسته‮اش را به دهانش می‮برد. نه لبخند می‮زد و نه می‮خندید، اما گاه‮به‮گاه پلک می‮زد و وقتی یکی از دخترها چانه‮اش را ناز می‮کرد زبانش را از لای لب‮هایش بیرون می‮داد و تو می‮برد....
نویسنده: ریموند کارور

۱۲:۴۸:۲۰

وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

وستم مل مک‌گینیس، پزشک متخصص قلب، داشت حرف می‌زد. مل مک‌گینیس متخصص قلب است و همین است که گاهی این حق را به او می‌دهد.
چهار نفری در خانه‌اش دور میز آشپزخانه نشسته بودیم و جین می‌نوشیدیم. بعدازظهر شنبه بود. آفتاب از پنجره‌ی بزرگ پشت ظرف‌شویی می‌تابید و آشپزخانه را پر کرده بود. من بودم و مل و زن دومش ترزا- که بهش تری می‌گفتیم- و زن من لورا. آن زمان ما در آلبوکرک زندگی می‌کردیم ولی همگی اهل جاهای دیگر بودیم.
یک سطل یخ رو میز بود. جین و تونیک پی درپی دور می‌گشت و حرفمان یک جوری به موضوع عشق کشید. مل می‌گفت عشق حقیقی فقط عشق روحانی است و نه چیزی کمتر. گفت وقتی جوان بوده مدتی در آموزشگاه پرورش کشیش بوده و بعد درآمده و رفته دانش‌کده‌ی پزشکی، و همان وقت کلیسا را هم ول کرده، اما گفت هنوز فکروذکرش دنبال همان سال‌های آموزشگاه کشیشی است که خوش‌ترین دوره‌ی زندگیش بوده.
تری گفت مردی که پیش از مل باهاش زندگی می‌کرده آن‌قدر دوستش ...
نویسنده: ریموند کارور

۰۷:۳۲:۲۷

دروغ

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

زنم گفت: «دروغ می‌گوید. تو چرا باورت شده؟ حسودیش می ‌شود. همین… حرف من را قبول نداری؟ تو که نباید آن حرف‌ ها را باور کنی؟»
بارانی ‌اش را در نیاورده بود و کلاه را هنوز به سر داشت. حرکت تندی به سرش داد. صورتش برافروخته از اتهام، سرخ شد.
شانه انداختم و گفتم: «چه دروغی دارد بگوید؟ چی عایدش می ‌شود؟ از دروغ گفتن چی گیر او می ‌آید؟ ظاهراً دوست ماست. دوست هردومان.»
با دمپایی ایستاده بودم و دست‌هایم را باز می‌ کردم و می ‌بستم. مختصری احساس حماقت می‌ کردم. بازپرسی تو قواره من نبود. کاش نشنیده بودم و همه‌ چیز مثل اول می ‌ماند.
به حماقت من سر تکان داد. کلاهش را برداشت، دستکش‌ها را در آورد و همه را روی میز گذاشت....

نویسنده: ریموند کارور
مترجم: اسد الله امرایی

۱۱:۵۸:۵۹

کلیسای جامع

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

همان مرد کور، دوست قدیمی زنم. بله، خود او داشت می آمد شب را پیش ما بماند. زنش مرده بود. برای همین آمده بود به دیدن قوم و خویشهای زن مردهاش در کانتی کات. از خانه ی همانها به زنم تلفن کرد. با هم قرار و مدارش را گذاشتند. با قطار می آمد،پنج ساعتی توی راه بود و زنم میرفت ایستگاه به استقبالش.
زنم از ده سال پیش که سه ماه تابستان توی سیاتل برایش کار کرده بود ندیده بودش. اما زنم و این مرد کور تمام مدت تماسشان را با هم حفظ کرده بودند. نوار پر می کردند و برای هم میفرستادند. من چندان مشتاق دیدنش نبودم که برایش دقیقه شماری کنم. من که نمی شناختمش. تازه کور بودنش هم ناراحتم می کرد. کورها را فقط از تو فیلمها میشناختم. توی فیلم آهسته حرکت می کردند و هیچ وقت نمی خندیدند. گاهی هم سگهای مخصوص هدایتشان می کردند. من یکی که چندان خوش نداشتم یک مرد کور بیاید خانه ام.
تابستان آن سال زنم دنبال کار می گشته. پول و پله ای در بساط نداشته. مردی که می خواست آخر تابستان باهاش عروسی کند توی دانشکده ی افسری درس می خوانده. او هم پول و پله ای نداشته. اما زنم عاشقش بوده و او هم عاشق زنم بوده و از این حرفها. توی روزنامه خوانده که: به فردی برای خواندن برای یک مرد نابینا نیازمندیم. یک شماره تلفن هم داده بودند.تلفن زده و رفته و در دم استخدام شده. تمام تابستان را با این مرد کور کار کرده.

نویسنده: ریموند کارور

۱۱:۲۷:۵۶

دوچرخه بازو سیگار

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

دو روز بود که ایوان هامیلتون سیگار را ترک کرده بود و به نظرش مى‏رسید که توى این دو روز هرچه گفته بود و هرچه فکر کرده بود یک طورى سیگار را به خاطرش آورده بود. زیر نور چراغ آشپزخانه به دست‏هاش نگاه کرد. انگشت‏هاش و بندهاى آنها را بو کرد.
گفت: "مى‏تونم بوش را احساس کنم."
آن هامیلتون گفت: "مى‏فهمم. انگار مثل عرق از تنت بیرون مى‏زنه. بعد از سه روز که سیگار نکشیده بودم هنوز بوش را از خودم حس مى‏کردم. حتى وقتى از حمام مى‏آمدم بیرون. چندش‏آور بود."
آن داشت بشقاب‏ها را براى شام مى‏چید روى میز....

نویسنده: ریموند کارور

۰۴:۱۲:۲۴

اصول داستان نویسی 2

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

بخش دوم (1):
باید توجه داشت که در داستان تجربه‌ی واقعی نو و اصیل است و به سختی به دست می‌آید و کسب آن مایه‌ی خوشی و سرور است. اما نوع نگرش و تلقی شخص دیگری به امور و چیزها، به عنوان مثال «بارتلمی» نباید توسط دیگران تقلید شود. چون به هرحال کاری بی فایده است و بی حاصل. تنها یک بارتلمی وجود دارد و اگر نویسنده‌ی دیگری بخواهد حس و حال منحصر به فرد و خاص یا حتی شرح جزییات و صحنه پردازی‌های وی را تصاحب کند و آن را به عنوان سر فصل و نوآوری اثر خود قرار دهد، فقط وقت خویش را تلف کرده است و با دنیایی آشفتگی، ناکامی و از همه بدتر خود فریبی مواجه می‌شود. همان گونه که «ارزا پاند» تأکید داشت، تجربه گرایان واقعی باید «همه چیز را از نو بسازند» و طی این روند مسایل و چیز هایی را برای خود کشف کنند. با این حال اگر نویسندگان با حس و عاطفه خود خداحافظی نکرده باشند، مایلند همچنان با ما در ارتباط باشند و اخبار و مسایل خاص دنیای خود را با ما در جریان بگذارند....
نویسنده: ریموند کارور
ترجمه: شقایق قندهاری

۰۳:۰۶:۵۷

اصول داستان نویسی 1

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

بخش اول (1):
از زمان چخوف تا جیمز جویس، داستان کوتاه معرف رمان و داستان مدرن بود و آن را تشریح و مشخص می‌کرد. پس از آن بود که داستان کوتاه به صورت یک گونه‌ی ادبی توسط نویسندگان آمریکایی تعریف و مشخص شد. در این مقاله یکی از برجسته‌ترین نویسندگان آمریکا دلایل گرایش خود را به داستان کوتاه، در مقایسه با رمان بازگو می‌کند.
در اواسط دهه 1960 بود که متوجه شدم به راحتی نمی‌توانم حواس خود را روی آثار داستانی بلند متمرکز کنم. تا مدتی علاوه بر اینکه در خواندن آثار روایی بلند مشکل داشتم، در خلق و نگارش چنین آثاری نیز همین دشواری را تجربه کردم. میزان تمرکز و توجه‌ام از لحاظ مدت زمانی کاهش یافته بود، به طوری که من دیگر صبر و شکیبایی لازم برای نگارش رمان را در خودم نمی‌دیدم. قضیه‌ی پیچیده‌ای است که در این جا صحبت درباره‌اش به شدت خسته کننده خواهد بود....
نویسنده: ریموند کارور
ترجمه: شقایق قندهاری

۰۳:۰۵:۱۸

ترجمه‌ی اشعار کارور به فارسی

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

ترجمه‌ی گزیده‌ای از شعرهای ریموند کارور و «مردی بدون کشور» کورت ونه‌گات به همراه مجموعه‌ی شعر «تانگوی تک‌نفره» کتاب‌هایی هستند که از مجتبی پورمحسن منتشر شده‌اند.
پیش‌تر، دو مجموعه‌ی شعر به نام‌های «من می‌خواهد خودم را تصادف کنم، خانم پرستار» (1379) و «هفت‌ها» (1385) از او منتشر شده بودند.
هم‌چنین گزیده‌ای از شعرهای ریموند کارور -شاعر و نویسنده‌ی آمریکایی- با ترجمه‌ی پورمحسن در 80 صفحه منتشر شده است.
در یادداشت پشت جلد کتاب آمده است:
از کارور در ایران کتاب‌های متعددی منتشر شده، اما همه‌ی آن‌ها شامل داستان‌های کوتاه این نویسنده است، در حالی که او شاعر بسیار خوبی هم بود....

۰۳:۰۲:۳۴

عاشقانه‌های همسر ریموند کارور در آمریکا منتشر شد

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

این کتاب به شرح عشق معصومانه دوران نوجوانی ماریان و ریموند و زندگی عاشقانه‌ی آن‌ها بعد از ازدواج می‌پردازد.
خاطرات عاشقانه‌ی ماریان برک کارور همسر ریموند کارور، نویسنده و شاعر فقید آمریکایی با عنوان «چیزی مثل این بود: تصویری از ازدواج من با ریموند کارور» روز 11 جولای (20 تیر) توسط انتشارات سنت مارتین راهی بازار کتاب آمریکا شد.
این کتاب به شرح عشق معصومانه دوران نوجوانی ماریان و ریموند و زندگی عاشقانه‌ی آن‌ها بعد از ازدواج می‌پردازد و علاوه بر این‌که بر زندگی یکی از مشهورترین چهره‌های ادبی معاصر آمریکا متمرکز شده است، به طور مستقل و به عنوان یک داستان عاشقانه‌ی زیبا، خود اثر ارزشمندی محسوب می‌شود....

۰۳:۰۰:۲۵

داستان‌های کوتاه کارور

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

داستان‌های کوتاه کارور، اثری از ریموند کارور (1) (1938-1988)، نویسنده آمریکایی.
بخش عمده‌ی آثار کارور شامل داستان‌هایی کوتاه است که در مجموعه‌های متعدد منتشر شده است:
- می‌شود لطفاً ساکت بشوی؟ (2) (1976)
- آن چه وقتی که از عشق حرف می‌زنیم می‌گوییم (3) (1982)
کل- یسای جامعه (4) (1984)
فیل - (1988)
داستان‌های کوتاه ریموند کارور به زندگی او شباهت دارد. این داستان‌ها بسیار شبیه به یکدیگرند، زیرا نکات فراوانی از حسب حال نویسنده در بر دارند که دگرگشت‌هایی بی‌شمار درباره بدبختی‌های زندگی اوست. هر یک از این دگرگشت‌ها «تراژدی دیگری در رشته‌ای بلند از تراژدیهای مبتذل است». هرچه هست بی‌کاران ره گم کرده است و زنان خدمتکار ترحم‌انگیز رستوران و ملاقات‌هایی که، اگر بی‌نتیجه هم نباشد، رضایتی به بار نمی‌آورد، ...
نویسنده: مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش

۰۲:۴۶:۰۸

ریموند کارور از نگاه نیویورکر

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

برترین آثار ادبی و غیر ادبی 2009 توسط روزنامه نیویورک تایمز با معرفی «ریموند کارور، زندگی یک ‌نویسنده» اثر «کارول اسکلین‌کا» در بخش غیر ادبی و «شهر قدیمی» نوشتهی «جاناتان لی‌تم» در بخش آثار ادبی انتخاب و معرفی شد.
به نقل از نیویورک تایمز، ده اثر معرفی شده در این یادداشت همگی در سال 2009 و به زبان انگلیسی منتشر شدند.
در این فهرست پنج عنوان کتاب در بخش غیر ادبی و 5 رمان و مجموعه داستان در بخش ادبی معرفی شده است.
در میان فهرست آثار ادبی این روزنامه که به عنوان برترین آثار منتشر شده در سال 2009 آمریکا از آن یاد شده آثار نویسندگانی چون «میل ملونی»، «جاناتان لی‌تم»، «لری مور»، «ژانت والز» و «‌کیت والبرت» دیده می‌شود....

۰۲:۴۲:۵۷

لطفا «ریموند کارور» را بهتر بشناسید!

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

ریموند کارور، نویسنده‌ی صاحب سبک آمریکایی که داستان‌های کوتاهش الهام‌بخش فیلم «برش‌های کوتاه» رابرت آلتمن بود، با چهره‌ی جدیدی در برابر مخاطبانش قرار می‌گیرد.
در حالی که سال‌ها از مرگ این نویسنده می‌گذرد، بیوه‌ی او قصد دارد مشهورترین کتاب همسرش را که زمانی به شدت ویرایش شده بود، دوباره منتشر کند تا نشان دهد مشهورترین داستان‌های کوتاه او، توسط «گوردون لیش» ویراستار برجسته و سرشناس آمریکایی به شیوه‌ای لخت و تهی از آرایه‌های ادبی و حتی واژه‌های ضروری عرضه شده بود....

۰۲:۴۱:۴۱

ریموند کارور

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

ریموند کارور (Reymond Carver) نویسنده‌ی معاصر آمریکایی در 25 می سال 1938 به دنیا آمد. پدرش کارگر چوب‌بری بود و مادرش در رستوران پیشخدمتی می‌کرد. در 7 ژوئن 1957 یعنی زمانی که 19 سال بیش‌تر نداشت با ماریان برک 16 ساله ازدواج کرد و هنوز بیست سالش تمام نشده بود که پدر دو فرزند شده بود. ریموند و ماریان نقشی را به عهده گرفتند که برایشان خیلی زود بود، وظیفه‌ی بزرگ کردن دو بچه در شرایطی بسیار سخت که مجبورشان می‌کرد در مشاغل پست مشغول به کار شوند. کارور نگهبان و کارگر کارخانه‌ی چوب‌بری بود و همسرش اپراتور تلفن و پیشخدمت. تجربه‌ی سخت بزرگ کردن بچه‌ها و تلاش برای تأمین هزینه‌‌های زندگی چهارنفره‌شان تأثیر عمیقی بر زندگی آن‌ها گذاشت، خصوصاً که هر دو علاقمند به ادامه تحصیل در کالج هم بودند و شرایط سخت اقتصادی و کار زیاد مانعی جدی برای رسیدن به هدفشان بود.
با تشویق‌های ماریان در پائیز سال 1959 و در بحبوحه‌ی مشکلات بود که کارور دوره‌ی لیسانس خود را به عنوان دانشجوی نیمه‌وقت در دانشگاه "هامبولت" آغاز کرد و واحدی را با نویسنده‌ای به نام جان گاردنر برداشت که همین آشنایی با گاردنر عامل مهمی در موفقیت او در نوشتن بود. خود کارور معتقد است و بارها و بارها نیز در مصاحبه‌هایش عنوان کرده که گاردنر در آینده‌ی او به عنوان یک نویسنده و شاعر موفق نقش به‌سزایی داشته است. در سال 1963 او موفق به اخذ لیسانس علوم انسانی شد و از آن سال تا سال 1988 که سال مرگ اوست، کارور چندین مجموعه داستان و شعر منتشر می‌کند و موفق به کسب جوایز متعددی می‌شود....
نویسنده: فاطمه کاوندی

۰۲:۳۷:۲۵

قطار

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

اسم‌ زن‌ میس‌ دنت‌ بود و اوایل‌ آن‌ شب‌ هفت‌تیری‌ را روبه‌ مردی‌ گرفته‌ بود. او را وادار کرد که‌ زانو بزند و توی‌ گل‌ولای‌ برای‌ زنده‌ ماندن‌ التماس‌ کند. در حالی‌ که‌ مرد دست‌ به‌ هر خس‌ و خاشاکی‌ می‌انداخت‌ و اشک‌ در چشمانش‌ می‌جوشید، زن‌ لوله‌ی‌ تپانچه‌ را رو به‌ او گرفته‌ بود و هر چه‌ از دهانش‌ درمی‌آمد نثار مرد می‌کرد. سعی‌ می‌کرد حالی‌اش‌ کند که‌ نمی‌تواند با احساسات‌ مردم‌ بازی‌ کند. گفته‌ بود «بی‌حرکت!» هرچند مرد به‌ آشغال‌ها چنگ‌ می‌زد و پاهایش‌ را از ترس‌ تکان‌ می‌داد. وقتی‌ همه‌ی‌ حرف‌هایش‌ را زد و هر چه‌ به‌ ذهنش‌ می‌رسید بار او کرد، پایش‌ را گذاشت‌ پسِ‌ گردنِ‌ مرد و فشار داد و صورتش‌ را لای‌ گل‌ و لای‌ فرو برد. بعد رولور را گذاشت‌ توی‌ کیف‌ دستی‌اش‌ و به‌ ایستگاه‌ راه‌آهن‌ برگشت. روی‌ نیمکتی‌ در سالن‌ انتظار خلوت‌ نشست‌ و کیف‌ دستی‌ را روی‌ دامنش‌ گذاشت. دفتر فروش‌ بلیت‌ بسته‌ بود، هیچ‌کس‌ آن‌ دوروبر به‌ چشم‌ نمی‌آمد. حتی‌ پارکینگ‌ ایستگاه‌ هم‌ خالی‌ بود. چشمش‌ روی‌ ساعت‌ دیواری‌ بزرگ‌ ماند. می‌خواست‌ دیگر به‌ مرد فکر نکند و این‌ که‌ بعد از رسیدن‌ به‌ مقصود خودش‌ با او چطور رفتار کرده‌ بود. اما او هم‌ از یاد نمی‌برد که‌ مردک‌ وقتی‌ به‌ زانو افتاد چه‌ التماسی‌ می‌کرد و از بینی‌اش‌ چه‌ صداهایی‌ درمی‌آورد. نفس‌ عمیقی‌ کشید، چشمانش‌ را بست‌ و منتظر شنیدن‌ صدای‌ قطاری‌ شد....
نویسنده: ریموند کارور
مترجم: اسدالله امرایی

۱۰:۳۶:۵۳

آقای کارور بخند!

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریموند کارور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

کارور در سال1939 در کلاتسکانی در اورگون آمریکا در کنار رودخانه کلمبیا دیده به جهان گشود. از دبیرستان یاکیما فارغ التحصیل شد و به همراه پدرش در کارخانه چوب بری مشغول به کار گشت. پس از چندی پدرش دچار اختلال روحی و جسمی شد و مدت زیادی در بیمارستان بستری بود. در نوزده سالگی با دختر شانزده ساله‌ای به نام ماریان بِرک ازدواج کرد. در آن سال‌ها در یک داروخانه مأمور تحویل دارو بود. استعداد ادبی کارور با چاپ یک قطعه شعر شکوفا شد.
علاوه بر آن به نوشتن نمایشنامه نیز علاقه نشان داد. اما در حقیقت رغبت اصلی او مربوط می‌شد به نگارش داستان کوتاه.
نزد جان گاردنر با اصول و تکنیک‌های داستان نویسی آشنا شد. اولین داستان کوتاه او در بیست و دو سالگی در مجله‌ای موسوم به ...
نویسنده: علی خانمرادی

۱۱:۵۱:۰۵