پادشاهی بیمار شد.
گفت: نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می‌دهم که بتواند معالجه‌ام کند.
تمام  آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تاببیند چطور می‌شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ  یک ندانستند.
تنهایکی از مردان دانا گفت: که فکر می‌کند می‌تواند شاه را معالجه کند. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید و پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می‌شود.
شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد. آن‌ها در سرتاسر مملکت سفر کردند ...

نویسنده: لئو تولستوی (1872)