داستان کوتاه

ادبیات داستانی ایران و جهان

سال نهم هجرت

آرشيو نظرات (1)
دسته : ویکتور هوگو
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

او می‌دانست که پایان عمرش فرا رسیده. همیشه متفکر بود و به هیچ‌کس ملامتی نمی‌کرد. هنگامی که راه می‌رفت، از همه سو به او سلام می‌گفتند و او همه را به مهربانی پاسخ می‌داد. با اینکه حتی بیست موی سپید در محاسن سیاهش دیده نمی‌شد، هر روز خستگی بیشتری در او محسوس بود. گاهی به دیدار شتری که آب می‌خورد بر جای می‌ایستاد. زیرا به یاد روزگاری می‌افتاد که خود، شترهای عمویش را به چرا می‌برد. همیشه مشغول نیایش به درگاه پروردگار بود. بسیار کم غذا می‌خورد و غالباً برای رفع گرسنگی سنگی را بر روی شکم می‌بست. با دست خویش شیر گوسفندهایش را می‌دوشید و هنگامی که لباسش فرسوده می‌شد، خودش روی زمین می‌نشست و آن را وصله می‌کرد. هر چند، دیگر جوان نبود و روزه‌داری از نیروی او می‌کاست، در همه روزهای رمضان، مدتی بیشتر از دیگران روزه‌دار بود.
شصت و سه سال داشت که ناگهان تبی بر وجودش راه یافت. قرآن را که خود از جانب خداوند آورده بود، سراسر باز خواند. آن‌گاه پرچم اسلام را به‌دست سعید داد و بدو گفت: «این آخرین بامداد زندگانی من است. بدان که خدایی جز خدای واحد نیست. در راه او جهاد کن.»
آرام بود. اما نگاهش، نگاه عقابی بلندپرواز بود که مجبور به ترک آسمان شده باشد. آن روز مثل همیشه، در ساعت نماز، به مسجد آمد. به علی تکیه کرده بود و مومنین به دنبالش می‌آمدند. پیشاپیش ایشان، همه جا پرچم مقدس در اهتزاز بود....
نویسنده: ویکتور هوگو

۰۹:۲۷:۴۱

ویکتور هوگو

آرشيو نظرات (1)
دسته : ویکتور هوگو
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

ویکتور ماری هوگو بزرگ‌ترین شاعر سده نوزدهم فرانسه و شاید بزرگ‌ترین شاعر در گستره ادبیات فرانسه و نیز داستان‌نویس، درام‌نویس و بنیانگذار مکتب رومانتیسم است؛ آثار او به بسیاری از اندیشه‌های سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره دارد از برجسته‌ترین آثار او می‌توان به بینوایان، گوژپشت نتردام و شمار زیادی مجموعه شعر اشاره کرد. وی هم‌چنین چندین نمایش‌نامه نوشته‌است.
هوگو سومین پسر کاپیتان ژوزف لئوپولد سیگیسبو هوگو (بعدها به مقام ژنرالی نائل آمد) و سوفی فرانسواز تره بوشه بود. وی به شدت زیر نفوذ و تاثیر مادر قرار داشت. مادر او از شاه‌دوستان و از پیروان متعصب آزادی به شیوه ولتر بود و تنها بعد از مرگ مادر بود که پدرش، آن سرباز شجاع توانست ستایش و علاقه‌ی فرزندش را نسبت به خود بر‌انگیزد. سال‌های کودکی ویکتور در کشورهای گوناگون سپری شد. به مدت کوتاهی در کالج نجیب‌زادگان در مادرید اسپانیا درس خواند و در فرانسه تحت آموزش معلم خصوصی خود پدر ریوییر، کشیش بازنشسته قرار گرفت. در سال ۱۸۱۴ به دستور پدر وارد پانسیون کوردییر شد که بخش اعظم تحصیلات ابتدایی را در آنجا گذراند. تکالیف مدرسه مانع از ...

۰۹:۰۹:۴۹