داستان کوتاه

ادبیات داستانی ایران و جهان

هریسن برگرسن

آرشيو نظرات (0)
دسته : کورت ونه ‏گات جونیور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

سال ۲۰۱۸ بود و همه بالاخره با هم برابر بودند. برابری‌شان فقط در برابر خدا و قانون نبود؛ از هر لحاظ برابر بودند. هیچ کس از دیگری باهوش‌تر نبود. هیچ کس از دیگری خوش قیافه‌تر نبود. هیچ کس از دیگری قوی‌تر یا فرزتر نبود. این برابری تماما مرهون متمم‌های دویست و یازدهم، دویست و دوازدهم و دویست و سیزدهم قانون اساسی و هوشیاری بی‌وقفه ماموران معلولیت‌سازی فراگیر ایالت متحد بود.
اما هنوز بعضی از جنبه‌های زندگی کاملاً درست نشده بود؛ مثلاً اگر ماه آوریل هوایش بهاری نمی‌بود کماکان مردم را دیوانه می‌کرد. توی همین ماه نمور هم بود که آدم‌های م.ف. (معلولیت‌سازی فراگیر) هریسن، پسر ۱۴ ساله‌ی جورج و هیزل برگرسن را با خودشان بردند. واقعاً تراژیک بود، ولی جورج و هیزل نمی‌توانستند فکرشان را خیلی به آن مشغول کنند....
نویسنده: کورت ونه گوت

۰۹:۴۳:۵۳

درباره‌ی علمی تخیلی

آرشيو نظرات (0)
دسته : کورت ونه ‏گات جونیور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

چند سال پیش، من در اسکنکتادی در شرکت جنرال موتورز کار می‌کردم و آنجا دور و بر من پر بود از انواع و اقسام ماشین آلات و ایده‌هایی درباره‌ی آن‌ها. همین شد که داستانی نوشتم درباره‌ی انسان‌ها و ماشین‌ها، و همانجور که انتظار می‌رود، بخش مهمی از داستان به ماشین‌ها تعلق پیدا کرد. (اسم داستان پیانوی نوازنده است و همین روزها نسخه‌ی جلد مقواییش هم از زیر چاپ در خواهد آمد.) و آن وقت بود که از منتقدان ادبی چیز جدیدی یاد گرفتم و فهمیدم که یک نویسنده‌ی علمی-تخیلی هستم.
روح من از این موضوع خبر نداشت. به خیالم داشتم داستانی درباره‌ی زندگی می‌نوشتم، درباره‌ی آن چیزهایی که دیدن و شنیدنشان در اسکنکتادی اجتناب ناپذیر بود. این اسکنکتادی که می‌گویم شهری است صد درصد واقعی که این روزها بدجور گرفتار هزار جور گند و کثافت شده. از وقتی که منتقدان ادبی نظرشان را اعلام کردند، من شده‌ام یک موجود دردسر ساز، از ساکنین یک کمد بایگانی که ...
نویسنده: کورت ونه گوت

۰۸:۱۳:۰۲

2B R 0 2B

آرشيو نظرات (0)
دسته : کورت ونه ‏گات جونیور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

مشکل داری؟ فقط گوشی تلفن رو بردار. همه‌شون رو برات حل می‌کنه... همشون رو هم از یه راه!
***
همه چیز عالی بود.
نه زندانی بود و نه حلبی آبادی و نه تیمارستانی و نه معلولیتی و نه جنگی و نه تهی‌دستی.
همه‌ی بیماری‌ها ریشه‌کن شده بودند؛ پیری هم همین‌طور.
مرگ، مگر به دلیل حادثه، فقط یک ماجراجویی بود که داوطلبانه دنبالش می‌رفتی.
جمعیت ایالات متحده روی چهل میلیون نفر تثبیت شده بود.
یک صبح درخشان در زایشگاه شیکاگو، مردی به نام ادوارد کی ولینگ جونیور، منتظر زایمان همسرش بود. او تنها مرد منتظر بود. حالا در یک روز بیشتر از این، کسی به دنیا نمی‌آمد....
نویسنده: کورت ونه گوت

۱۰:۰۲:۰۰

بله، نیروانایى در کار نیست

آرشيو نظرات (0)
دسته : کورت ونه ‏گات جونیور
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

یکى از کشیش‏هاى فرقه یونیتاریسم1 که شنیده بود رفته‏ام پیش ماهاریشى ماهش2، پیرو مرادِ بیتل‏ها و داناون و میافارو، آمد دیدنم و پرسید «شیاده؟» اسم این کشیش چارلى‏یه. پیروان فرقه یونیتاریسم به هیچ چیز اعتقاد ندارند. من هم پیرو همین فرقه‏ام.
گفتم: «نه. همین که چشمم به این مرد افتاد، دلم باز شد. لرزه‏هاى این مرد دلچسب و عمیقند. به همه آموزش مى‏دهد آدمى براى رنج کشیدن به دنیا نیامده است، و اگر آدم‏ها دنبال مراقبه ترافرازنده3 بروند، دیگه رنج نمى‏کشند؛ اون هم که مثل آب خوردنه.»
گفت:«سر در نمى‏آرم؛ دارى شوخى مى‏کنى یا جدى مى‏گى؟»
«بهتره شوخى نکنم.»
«حالا چرا این قدر سنگین رنگین حرف مى‏زنى؟»

گفتم: ...

نویسنده: کورت ونه ‏گات جونیور 

۱۱:۳۳:۱۱