بالاخره بعد از سال نو، هوا طوری می‌شود که بتوان به به ساحل شمالی رفت؛ اولین شکار ما در زیر آب در بوکا تابلا (Boca Tabla) در شمال غربی کوراچائو (Curacao) بود. جایی که خیزاب، غار بزرگی در صخره‌های ساحل ساخته بود. در آن روز، موج‌ها کم ارتفاع‌تر از همیشه بودند. آب، بی‌نهایت زلال بود و ما با شادی به سوی جایی شنا می‌کردیم که مرجان و ماهی خاردار زیادی پیدا می‌شد.
 برای جلوگیری از اینکه ماهی‌های درگیر شده در مرجان‌ها گیر کنند، نیزه‌های مخصوص را به یک ریسمان بلند بستیم و هر سه نفر هم‌زمان به اعماق آب رفتیم. در لحظه‌ای که آلفرد، نیزه را به یک ماهی خاردار زد، من و یورگ با تمام قوا ریسمان را کشیدیم و واقعاً موفق شدیم که ماهی در حال جنبش را از میان مرجان‌ها بیرون بکشیم....
نویسنده: هانس هاس