داستان کوتاه

ادبیات داستانی ایران و جهان

خواسته، نیاز، حق

آرشيو نظرات (0)
دسته : رابرت رید
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

«امروز دنبال چی هستید آقای عزیز؟»
«تماشاچی. می‌خواهم یک سری بخرم.»
«و این تماشاچی‌ها برای کی هستن؟»
«فقط خودم. هدیه یا چیز دیگه‌ای نیست.»
«معذرت می‌خوام قربان، ولی مگه شما سزاوار هدیه‌های گاه به گاه نیستید؟»
«فکر کنم هستم.»
«بهترین هدیه‌ها، اغلب همون‌هایی هستند که به خودمون می‌دیم.»
«خوب حق با شماست.»
«خوب، خیلی ممنون.»
خنده‌ی شیرین و با نشاطی کرد و گفت: «و می‌شه بپرسم، کاربرد این تماشاچی‌ها چی هست؟» ...
نویسنده: رابرت رید

۰۹:۱۶:۲۳

رواندا

آرشيو نظرات (0)
دسته : رابرت رید
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

زیر یک درخت کاج بریده شده، پوسته‌ی خالی یک زنجره را پیدا می‌کنی، شفاف و مصنوعی و بسیار دوست داشتنی. و کنار آن پوسته، چیز بهتری قرار دارد ... یک حشره، چاق و رنگ‌پریده و آن‌قدر بزرگ که نیمی ‌از کف دست کوچکت را بپوشاند. حشره زنده است؟ این طور به نظر می‌رسد. آن طور که تو نفس می‌کشی، نفس نمی‌کشد. آن چشم‌های حشره‌گون و تیره‌اش هم بسته نمی‌شود و پلک نمی‌زند یا کوچک‌ترین نشانی از احساس در آن‌ها به چشم نمی‌خورد. ولی این موجود نرم و مرطوب است و به نظر می‌رسد اعضای بدنش در پاسخ به سیخونک‌های کوچک تو، به آرامی حرکت می‌کنند. یک جفت بال از پشت درازش بیرون آمده، ولی بال‌ها چروک خورده و بی فایده‌اند و اولین چیزی که به ذهنت می‌رسد این است که موجودی که نگه داشتی، مسموم شده یا به طرز وحشتناک و شگفت‌آوری سوخته‌است.
پدرت در پاسیو نشسته است و آبجو می‌خورد. عوامل زیادی وارد محاسباتت می‌شوند. چه وقت از روز است؟ چند قوطی نزدیک پاهای برهنه‌اش روی هم تلنبار شده‌اند؟ از روی وضعیتش، می‌توانی وضع حال و حوصله‌اش را حدس بزنی و اگر توانستی آیا آن طوری هست که تحمل یکی از سؤال‌هایت و بعد از آن، بیست سؤال دیگر را داشته باشد؟ ...
نویسنده: رابرت رید

۰۹:۰۴:۵۲