کاپیتان هریسون از گروه اکتشافی آرس رویش را از تلسکوپ کوچکی که در سینه‌ی موشک قرار داشت برگرداند و اعلام کرد: «حداکثر دو هفته‌ی دیگر. مریخ نسبت به زمین، سر هم فقط هفتاد روز دوران می‌کند و تا آن موقع باید به طرف خانه خیز برداشته باشیم، وگرنه باید یک سال و نیم صبر کنیم تا زمینِ پیر خورشید را دور زده و دوباره به ما برسد. دلتان می‌خواهد زمستان را این‌جا بگذرانید؟»
دیک جارویس که شیمیدان گروه بود، به خود لرزید و سرش را از روی دفترچه‌اش بلند کرد. با لحن محکمی گفت: «من که آن را در یک تانکر هوای مایع می‌گذرانم! همین شب‌های تابستانی هشتاد درجه زیر صفر برای من زیادی‌اند.»
کاپیتان متفکرانه گفت: «خوب، تا آن موقع اولین گروه اکتشافی موفق مریخ باید به خانه برگشته باشد.»
جارویس جمله‌ی او را اصلاح کرد و گفت: «موفق به شرط این که به خانه برویم. من که به این موشک‌های دمدمی اعتماد ندارم...
نویسنده: استانلی گرامن وین‌بائوم