همه چیز از زمانی آغاز شد که کلیتوس جفرسون از خودش پرسید: «چرا همه‌ی کورها نابغه نیستند؟» آن موقع، کلیتوس فقط سیزده سال داشت، اما سؤال، سؤال خوبی بود، و او قرار بود چهارده سال دیگر روی آن کار کند و بعد، دنیا را برای همیشه تغییر دهد.
جفرسون جوان، یک همه‌چیزدان خودآموخته و یک خوره ی بی‌مانند بود. او یک کیت آزمایشگاهی شیمی، یک میکروسکوپ، یک تلسکوپ و چند تا کامپیوتر داشت که پول بعضی‌هایشان را با توزیع روزنامه جور کرده بود. اگر چه، بیشتر درآمد او از درس دادن بود: به همکلاسی‌هایش یاد می‌داد که در بازی پوکر، برگ‌های وسطی دست استریت را بیرون نکشند....
نویسنده: جو هالدمان