داستان کوتاه

ادبیات داستانی ایران و جهان

در حال و هوای سن ژرمن

آرشيو نظرات (0)
دسته : آنا گاوالدا
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

سن ژرمن دپِرس؟....نمی‌دانم می‌خواهید به من چه بگویید.
«خدای من، ولی دیگر این موضوع پیش پا افتاده‌شده، پیش از این به این موضوع پرداخت و البته خیلی هم بهتر از تو!»
می‌دانم. اما چه انتظاری دارید...مطمئن نیستم همه‌ی ماجرا در بلوار کلیشی برایم رخ داده باشد، زندگی است دیگر، این‌گونه است.
باشد، اندیشه‌هایتان را برای خودتان نگه دارید و به من گوش دهید زیرا حس ششمم به من می‌گوید از این داستان خوشتان خواهد آمد. گل گند‌م‌های ظریف سن ژرمن را می‌پرستید، آن‌هنگام که از این شب‌های دل انگیز و نوید بخش دل‌تان غنج‌ می‌رود، مردانی که به گمانتان مجرد می‌آیند و کمی هم بدبخت.
می‌دانم از این همه لذت می‌برید. طبیعی است، با وجود این از آن دست آدم‌هایی نیستید که در رستوران لیپ یا کافه دومگو رمان‌های ارزان بازاری می‌خوانند. نه، مسلما شما این‌طور نیستید. نمی‌توانید باشید....
نویسنده: آنا گاوالدا

۰۸:۲۹:۲۲

این مرد و زن

آرشيو نظرات (0)
دسته : آنا گاوالدا
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

این مرد و زن در اتومبیل عجیبی نشسته‌اند. اتومبیل حدود سیصد و بیست هزار فرانک برایشان تمام شده، جالب این است که مرد در نمایشگاه اتومبیل فقط در مورد قیمت آرم مخصوص اتومبیل کمی دچار تردید شد.
برف‌پاک‌کن سمت راست بد کار می‌کند. این موضوع بسیار آزاردهنده است. دوشنبه از منشی‌اش می‌خواهد با نمایشگاه اتومبیل تماس بگیرد. لحظه‌ای به اندام ریزنقش منشی نگاه می‌کند. هرگز با منشی‌هایش روی هم نریخته است. کار مبتذلی است و این روزها ممکن است زیاد برای آدم خرج بردارد. به هرحال مدتی‌است دیگر به زنش خیانت نمی‌کند، از وقتی که هنگام بازی گلف، با حساب و کتاب مخارج غذایی مشترکشان به تفاهم رسیدند و حسابی خوش گذراندند.
به سوی ویلایشان در شهرستان می‌راند. مزرعه‌ی بسیار زیبایی نزدیک آنجرز. خانه‌ای بی‌نظیر....
نویسنده: آنا گاوالدا

۰۸:۱۱:۱۲