شب سردی بود، مرد خدمتکار در زیر راشومون بانتظار بند آمدن باران ایستاده بود. کس دیگری در زیر این دروازه بزرگ نبود. روی ستون های ضخیم و صیقل خورده ارغوانی آن جا که در بعض جاها پریده و جویده شده بود سوسکهایی دیده می شدند. از آن جائیکه راشومون در خیابان سوجاکو بود احتمال داشت که چند نفر دیگر با کلاه اشرافی یا سربند طبقه عادی بانتظار وقفه ای در باران در آنجا ایستاده باشند ولی کسی آنجا نبود.
در چند سال گذشته شهر کیوتو گرفتار مصائب بسیار از قبیل زلزله، گردباد و آتش سوزی شده بود و بالنتیجه دستخوش خرابی گشته بود.
وقایع نگاران قدیم می نویسند که اشیا شکسته، تصاویر بودا، قابهای مطلا که برگهای نقره ای آن از بین رفته بود همه در کنار راه ریخته و به عنوان هیزم می فروختند. وقتی اوضاع کیوتو بدین قرار بود دیگر چه جای بحث از تعمیر راشومون بود. روباهان و سایر حیوانات وحشی از این خرابی استفاده کرده بودند و در شکاف های این دروازه بزرگ برای خود لانه ساخته بودند....
نویسنده: ریونوسوکه آکوتاگاوا