اگر نبود آن اعتصاب وحشت‌ناک راننده‌های رؤسا که زندگی کل رؤسای فرانسوی را در پاییز سال قبل فلج کرد، آقای کک ریکو دولامارتینیر، هرگز این فرصت را نمی‌یافت که دوباره با متروی شهری سفر کند. البته او از این وسیله‌ی نقلیه دو- سه بار، وقتی تقریباَ هشت ساله بود، به یمن هم‌دستی پرستارش که موافقت کرد، پنهان از چشم پدر و مادرش، دنیای مردم عادی را به وی نشان دهد، استفاده کرده بود، اما خاطره‌ی بسیار مبهمی از ‌‌آن در ذهن‌اش مانده بود. معمولاَ او حتی برای رفتن به مدرسه نیز سوار مرسدس خانگی می‌شد. کمی بعد، در دوره‌ی اشغال، او بی آن‌که خود را چندان بدنام کند، از یک «کارت تردد» بهره‌مند شده بود. از آن پس، که دیگر رئیس شرکت شده بود، تصور نمی‌کرد جز با اتومبیل اختصاصی با وسیله‌ی دیگری این‌ور آن‌ور برود. بدیهی است که اینک نیز می‌توانست از یکی از ... 
نویسنده: هانری تروایا