داستان کوتاه

ادبیات داستانی ایران و جهان

در بیشه

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریونوسوکه آکوتاگاوا
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

شهادت مرد هیزم شکنی که در کلانتری ازاو بازپرسی شده بود
بله آقا من بودم که جسد را پیدا کردم. امروز صبح که طبق معمول برای بریدن اندازه مقرری چوب به جنگل می‌رفتم جسد مزبور را در بیشه‌ای که در گودی کوهستان قرار دارد پیدا کردم.
جای دقیق آن؟
تقریباَ صدو پنجاه گز دورتر از جاده یاماشیتا. این بیشه‌ای از نی و خیزران است و از جاده به دور افتاده است.
جسد آن مرد به پشت افتاده بود و لباس کیمونوی ابریشمی آبی رنگی بر تن داشت. عمامه چروک شده‌ای به رسم مردم کیوتو به سر بسته بود. یک ضربه شمشیر سینه‌اش را سوراخ کرده بود. ساقه‌های شکسته خیزران اطراف جسد همه خونی بود. نه دیگر از آن جسد خون نمی‌آمد، فکر می‌کنم که زخم خشک شده بود. خرمگسی خود را به آن زخم چسبانیده بود که متوجه آمدن من نشد....
نویسنده: ریونوسوکه آکوتاگاوا

۱۲:۱۳:۵۹

راشومون

آرشيو نظرات (0)
دسته : ریونوسوکه آکوتاگاوا
نویسنده : امیر احمدی
امیر احمدی

امیری با علاقه‌ی وافر به ادبیات و به‌ویژه ادبیات داستانی و بیش از همه داستان کوتاه.

شب سردی بود، مرد خدمتکار در زیر راشومون بانتظار بند آمدن باران ایستاده بود. کس دیگری در زیر این دروازه بزرگ نبود. روی ستون های ضخیم و صیقل خورده ارغوانی آن جا که در بعض جاها پریده و جویده شده بود سوسکهایی دیده می شدند. از آن جائیکه راشومون در خیابان سوجاکو بود احتمال داشت که چند نفر دیگر با کلاه اشرافی یا سربند طبقه عادی بانتظار وقفه ای در باران در آنجا ایستاده باشند ولی کسی آنجا نبود.
در چند سال گذشته شهر کیوتو گرفتار مصائب بسیار از قبیل زلزله، گردباد و آتش سوزی شده بود و بالنتیجه دستخوش خرابی گشته بود.
وقایع نگاران قدیم می نویسند که اشیا شکسته، تصاویر بودا، قابهای مطلا که برگهای نقره ای آن از بین رفته بود همه در کنار راه ریخته و به عنوان هیزم می فروختند. وقتی اوضاع کیوتو بدین قرار بود دیگر چه جای بحث از تعمیر راشومون بود. روباهان و سایر حیوانات وحشی از این خرابی استفاده کرده بودند و در شکاف های این دروازه بزرگ برای خود لانه ساخته بودند....
نویسنده: ریونوسوکه آکوتاگاوا

۰۱:۰۹:۴۶